سامانه جدید سوخت؛ راهکاری ناکافی در برابر بحران مصرف بیرویه

در حالی که شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی از پیادهسازی ساختار جدید سامانه هوشمند سوخت خبر میدهد، کارشناسان معتقدند بدون اصلاح الگوی مصرف و نوسازی زیرساختها، این سامانه نمیتواند به مدیریت بهینه سوخت و رفع کمبودها منجر شود.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران اخیراً اعلام کرد که ساختار جدید سامانه هوشمند سوخت ابلاغ شده و مراحل اجرایی آن در حال انجام است.
کرامت ویسکرمی، مدیرعامل این شرکت، هدف از این طرح را افزایش کارایی و امنیت سیستمی عنوان کرد که روزانه ۲۶۰ میلیون لیتر سوخت، شامل ۱۲۵ میلیون لیتر بنزین و ۶۰ میلیون لیتر نفتگاز را در بخش حملونقل مدیریت میکند.
با این حال، نگاهی دقیقتر به وضعیت کنونی نشان میدهد که این اقدام، بدون توجه به ریشههای اصلی مصرف بیرویه و ناکارآمدی زیرساختی، نمیتواند چالشهای موجود را برطرف سازد.
مصرف متوسط بنزین در خودروهای موجود در ایران بیش از دو برابر استاندارد جهانی است. ناوگان حملونقل کشور، که بخش عمده آن را خودروهای قدیمی و فرسودهای نظیر پراید، پژو ۴۰۵ و سمند تشکیل میدهند، بهطور متوسط ۱۲ تا ۱۵ لیتر بنزین در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف میکنند، در حالی که استاندارد جهانی برای خودروهای مدرن کمتر از ۶ لیتر است. این ناکارآمدی در کنار عواملی چون یارانههای کلان سوخت، که قیمتها را به سطحی غیرواقعی نگه داشته، زمینهساز مصرف بیرویه و حتا قاچاق فرآوردهها به کشورهای همسایه شده است.
علاوه بر این، ضعف در زیرساختهای حملونقل عمومی، بهویژه در کلانشهرها، شهروندان را به استفاده از خودروهای شخصی وابسته کرده است. ترافیک سنگین، الگوهای نادرست رانندگی و فقدان برنامههای مؤثر برای کاهش مصرف، فشار مضاعفی بر پالایشگاهها برای تولید بنزین وارد میکند. در چنین شرایطی، تولید سوخت با ظرفیت حداکثری نیز پاسخگوی نیازها نیست و کمبودهایی در عرضه پدیدار شده است. این مسائل نشان میدهد که مشکل نه در ابزارهای مدیریتی، بلکه در ساختار مصرف نهفته است.
سامانه هوشمند سوخت جدید، هرچند ممکن است قابلیتهایی نظیر پایش دقیقتر یا کاهش نسبی قاچاق را به همراه داشته باشد، اما بدون اصلاح زیربنایی، تنها به یک راهکار سطحی تبدیل میشود. تجربه سامانههای پیشین نیز گواه این مدعاست؛ با وجود هزینههای هنگفت، همچنان شاهد صفهای طولانی در برخی جایگاههای کشور و ناتوانی در کنترل مصرف و قاچاق هستیم. این طرح، در بهترین حالت، میتواند دادههای آماری را بهبود بخشد، اما قادر به مهار هدررفت منابع یا جبران ناکارآمدیهای سیستمی نیست.
کارشناسان معتقدند منابع تخصیصیافته به این سامانه میتوانست در مسیرهای مؤثرتری چون نوسازی ناوگان خودرویی، توسعه خودروهای هیبریدی یا برقی و تقویت حملونقل عمومی هزینه شود. حذف تدریجی یارانههای سوخت و سرمایهگذاری در زیرساختهای ریلی و مترو نیز میتوانست مصرف را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. اما به نظر میرسد سیاستگذاریها همچنان بر بهبود ابزارها متمرکز است تا رفع علل اصلی.
این در حالی است که هزینههای هنگفت صرفشده برای سامانههای جدید، در غیاب اصلاحات ساختاری، بهمنزله هدررفت منابع محدود کشور تلقی میشود.
در نهایت میتوان گفت که طرح ساختار جدید سامانه هوشمند سوخت، اگرچه با هدف ارتقای مدیریت توزیع مطرح شده، اما بدون توجه به ریشههای مصرف بیرویه و ناکارآمدی زیرساختها، نمیتواند راهحلی پایدار ارائه دهد. تا زمانی که اصلاحات اساسی در حوزه مصرف، از نوسازی خودروها تا بهبود حملونقل عمومی، در اولویت قرار نگیرد، چنین پروژههایی تنها هزینهها را افزایش داده و از حل معضل اصلی بازمیمانند. سیاستگذاران نیازمند بازنگری در اولویتها هستند تا منابع کشور بهجای صرف جزئیات، صرف رفع مشکلات بنیادین شود.
سامانه جدید سوخت سامانه هوشمند سوخت مصرف سوخت
source